«پاییز-برگ» توسعه و روایت پهنه‌های شهر

«پاییز-برگ» هنر محیطی؛ توسعه و روایتمندی پهنه‌های شهر

پنجمین رویداد هنری «پاییز-برگ» در میدان مشق تهران با رویکرد ایجاد گفتمان فرهنگی در یک پلازای شهری یکشنبه ۳۰ آذر ماه به کار خود پایان داد. اینگونه رویدادهای هنرِ محیطی، نقش مهمی در روایت‌پردازی‌های مدرن شهر و هویت‌سازی در معماری و طبیعت شهر دارند.

به نقل از ایرنا؛ هنر مدرن با حضور در پهنه‌های شهری، بعد از جنگ جهانی دوم، در مقابل سیطره فن‌آورانه و صنعتی شدن شهرهایی که طبیعت را نابود، سنگ و سیمان و آهن را جایگزین درخت و رودخانه و غیره می‌کند، موضع می‌گیرد. با رویکرد انتقادی، به وجوه گوناگون زندگی صنعتی می پردازد که در قرن بیستم از میانه دو جنگ جهانی و بعد از دهه ۱۹۵۰ میلادی در سپهر علوم انسانی جهان و مکتب‌های انتقادی، صورتبندی شده و افکار عمومی را به سوی نگاه دوباره به عناصر شهری سوق داده است.

در تهران و بعضی شهرهای کشور، رویدادها و جشنواره‌های محیطی که با محوریت طبیعت و محیط زیست در محیط‌ها و پهنه‌های شهری برگزار شده‌اند، تا حد زیادی فضا را برای کار هنری، طی این سال‌ها باز کرده است. این رویدادهای هنری با ارائه آثار مختلف محیطی مانند؛ چیدمان‌ها و مجسمه‌ها و کارهای یادمانی، نقش پلازاها و پیاده‌راه‌هایی را برای ایجاد خاطره جمعی و روایت‌های تازه و حتی بیان خاطرات گذشته، برای شهروندان بازتعریف می‌کند.

از سوی دیگر؛ دستگاه‌های اجرایی دولتی و خصوصی نیز با درک اهمیت این موضوع، یاری‌گران اصلی هنرمندان و گروه‌های اجرایی در اجرای این رویدادها هستند، که هر یک بنا به مأموریتی که در نظام حکمرانی دارند ارتباط خاص خود را با شهروندان به شکل تازه‌ای تعریف می‌کنند. هنر معاصر در تعریف وسیع و گسترده خود، کارکردهای اجتماعی و شهری گوناگونی دارد که یکی از آنها حضور در محیط‌های عمومی با نقش و کارکرد زیبایی، فضاسازی و مبلمان شهری، روایتگری دوباره و خاطره سازی جمعی، فهم مسائل محیط زیستی و انتقادات اجتماعی است.

طی چند سال گذشته، در روزهای آخر پاییز، رویداد هنری «پاییز-‌برگ» در میدان مشق تهران برگزار شده است. در پنجمین دوره این رویداد که از ۲۶ آذر ماه آغاز شد، هنرمندان، آثاری با ارائه ایده‌های محیطی خود و با بهره‌گیری از عناصر طبیعت شهری در پهنه میدان مشق و برگ‌های پاییزی و چوب خشک و مواد و مصالح دیگر، که وجوه گوناگونی از ذهن معاصر را دربرمی‌گیرد را خلق کردند. این دربرگیری باعث می‌شود تا بیننده و مخاطب در مواجه با این آثار، به دلیل رفتار خاص با اثر، معنای جدیدی به آن بدهند و از تکرار مفهوم و معنای آن جلوگیری کنند. چرا که ممکن است آسیب تکرار به دلیل مواد و مصالح نسبتاً تکراری در ساخت آثار، دامنگیر آنها شود. اما هوشمندی گروه انتخاب و گزینش آثاری که تنوع تکنیکی و مفهومی داشته باشند، باعث شده تا در گوشه و کنار میدان مشق که با برگ فرش شده بود، آثار متعددی جا بگیرد که هر یک با مفاهیمی معاصر، انسان و طبیعت پیرامون را به چالش می‌کشید.

دقیقاً یکی از موضوعات اصلی این رویداد ایجاد همین گفتمان متکثر در رویدادی است که حدود ۴۰ هنرمند با ارائه آثار متفاوت در صدد برقراری ارتباط بازتعریف شده با مردم و شهروندان هستند. نگاهی شتابزده به آثار تولید و ساخته شده در روزهای رویداد «پاییز-برگ»، به ما نشان می‌دهد که هر یک از هنرمندان با چه زاویه‌ای به هنر معاصر و جامعه معاصر خود نگریسته و آن را در اثر خود تحلیل کرده‌اند.

آنچه در این رویداد، اهمیت شهری و اجتماعی دارد و فراتر از خلق آثار هنری به چشم می‌آید برگزاری آن در میدان مشق است. میدان مشق با ورودی سر در باغ ملی و درهای کناری در خیابان سی‌تیر، فردوسی و ورودی دانشگاه هنر، چند سالی است که روی شهروندان مسدود شده است. همچنین به واسطه حضور وزارت خارجه در این محدوده، رفت‌وآمدهای خودرویی و پیاده‌رویی بسیار محدودتر شده که طبیعتا به علت مسائل امنیتی و حفاظتی است.

سید بهشید حسینی، رئیس دانشگاه هنر با اشاره به این موضوع که میدان مشق، حیاط قدیم تهران است، گفت: درهای این محدوده باید باز شود تا مردم بیایند و حیاط قدیم تهران را ببینند. این ساختمان‌های باارزش، هویت اجتماعی و تاریخی این مردم هستند و دیدارشان موجب شادی و نشاط اجتماعی می‌شود.

وی افزود: باید اینجا کنسرت بگذاریم و رویدادهایی مثل «پاییز_ برگ» برگزار کنیم، تأثیر کارهای فرهنگی و هنری را باید در بلند مدت جستجو کرد. اگر اینجا موزه وزارت خارجه بشود، این محدوده بزرگ که شامل چندین موزه و مکان فرهنگی مهم است، از منطقه‌ای فرهنگی و هنری آرمیتاژ در روسیه بزرگ‌تر خواهد شد. همچنین یک بخش بزرگ فرهنگی و هنری با هویت و معماری خاص ایرانی در اختیار مردم قرار می‌گیرد. اینجا یک میدان عمومی است و نباید در اختیار یک نهاد باشد. مسئولان فرهنگی نباید کوتاه بیایند و باید تلاش کنیم تا درهای این منطقه باز شود.

حسینی اضافه کرد: برگزاری چنین رویدادهایی با همکاری دانشگاه هنر، شهرداری، موزه ملک و موسسه توسعه هنرهای تجسمی و یا هر انجمن هنری در زمینه موسیقی و تئاتر، می‌تواند اذهان عمومی و مسئولان را نسبت به این موضوع حساس‌تر کند که یک پهنه بزرگ فرهنگی و هنری تا چه اندازه در دیپلماسی فرهنگی نقش خواهد داشت.

رویدادی مانند «پاییز-برگ» ویژگی هایی چند سویه دارد. در سویی هنرمندان حضور پیدا و آثاری را خلق می کنند که بخشی از جریان فکری هنر معاصر را نمایان می کند و در سویه دیگر مخاطبانی هستند که هر یک خوانشی منحصر به‌فرد و یگانه از هر اثر هنری ارائه می دهند. اما سویه سوم این مثلث اهمیت بسیار زیادی دارد که ضامن بقای چنین رخدادهای هنری در شهر خواهد بود. هماهنگی و کار میان‌دستگاهی در این ماجرا، موجب می‌شود تا بخشی از آنچه درباره میدان‌های شهری و ایجاد گفتمان تازه و روایتمندی‌هایی با تجربه فردی هر شهروند، در سطح حاکمیتی و با سیاست‌های حکمرانی فرهنگی در کشور جاری شود و نیز نهادهای اجرایی و تصمیم‌گیر در زمینه بهره‌گیری از محوطه‌های شهری با نگاه فرهنگی و هنری درازمدت و میان‌مدت، بهره‌برداری از این محیط‌ها را در اختیار نهادهای فرهنگی و هنری قرار دهند.

میدان مشق در این چند روز چهره دگرگونی به خود گرفته بود و با برگ _ فرش شدن این محوطه و ساخت آثاری در ابعاد گوناگون، بینندگان با نمایشگاهی بزرگ در فضای باز روبرو بودند که هر چند بیشتر این آثار موقت هستند و با تغییر محیط و جابجایی تغییر ماهیت می‌دهند اما با عکاسی و ثبت آنها در رسانه، تبدیل به یک مستند هنری می‌شوند که قابلیت تکثیر نیز پیدا می‌کنند.

یکپارچگی طراحی در «پاییز-برگ»

جمشید حقیقت‌شناس، هنرمند مدعو در این رویداد به یکپارچگی طراحی در چنین رویدادهایی اشاره کرد و گفت: در یک حالت می‌توانیم با ارائه یک طرح از هنرمندان بخواهیم که هر کدام این طرح را توسعه بدهند. رویداد شهری اثرگذار است. ما در دوره‌های پیشرفت، بدون از دست دادن زمان و سرمایه دستاوردهای بزرگی را در محیط شهر داشتیم. اگر افراد به‌طور جداگانه برای خودشان کار کنند و انسجام نداشته باشد زمان و سرمایه را تا حد زیادی هدر می‌دهیم. اما در صورتی که بتوانیم انسجام ایجاد و استعدادها را شناسایی کنیم، می‌توانیم مدنیت را در هنر معاصر بازتعریف کنیم و ارزش هنری محیط‌های عمومی را بالا ببریم.

هنر محیطی و شهری قابلیت ایجاد فضای دیالوگ میان هنرمند و شهر و شهروند را ایجاد می کند. تاکید بر مساله گفت‌وگوی چندسویه در هنر محیطی و ارائه ایده‌های انتقادی و اجتماعی در زمینه مسائل زیست‌محیطی از کارکردهای مهم هنر محیطی و شهری است. این گفت‌وگو آنجا اهمیت پیدا می کند که هنرمندان به عنوان بخش نخبه جامعه در ارتباط با دستگاه های اجرایی و جامعه که در کل شامل شهروندان، اجزای معماری شهری مانند خیابان‌ها و ساختمان ها اعم از تاریخی و امروزی و همچنین اجزای بصری شهر که به دست خود هنرمندان خلق می شوند، می توانند در وهله نخست بحران های اجتماعی را شناسایی کنند، با تکیه بر فرهنگ بومی، شهری و در تعامل با شهروند و نهاد اجتماعی و برنامه ریز شهری، به راهکارهایی برای رهایی از بحران هم برسند.

هنرمندان محیطی چهره بصری شهر را تغییر می دهند و حضور آنها در ابرشهرها موجب ایجاد محیط های خاص هنری در شهر و تبدیل مکان های راکد شهری به مکانهایی برای حضور اجتماعی می شود. این تغییر کارکرد در محوطه های شهری که از زیست روزانه شهروندان خارج شده و به کارکردهای خاصی بدل شده است از جمله مهمترین ویژگی های هنر محیطی به شمار می رود. در همین رویداد «پاییز-برگ» شاهد همین مساله هستیم.

میدان مشق مدتی است که از دسترس زیست روزانه شهروندان خارج شده و به یک مکان خصوصی تبدیل شده است در صورتی که در روایت تاریخی این میدان شاهد رخدادهای بزرگ اجتماعی بوده‌ایم و روزگاری بزرگترین تعزیه‌های تهران در این مکان با حضور چند هزار نفر از مردم برگزار می شد که بعدها با تبدیل شدن به مکان نظامی از کارکرد فرهنگی-اجتماعی تهی شد.

سپس در دوره های دیگری با عبور و مرور عادی مردم از این معبر، میدان مشق در زندگی روزانه شهروندان حضور یافت. اما در حال حاضر مسدود شدن این میدان مهم تاریخی که در هویت و حیات شهری تهران نقش مهمی می‌تواند داشته باشد و محدوده باغ ملی را به یک مکان مهم تاریخی فرهنگی و گردشگری کند نیاز به حمایت دستگاه های بالادستی و تصمیم گیری از جانب دولت دارد.

درباره کارکردهای استراتژیک این میدان از نظر فرهنگی و ایجاد موزه وزارت خارجه در کنار موزه های دیگر این محدوده بزرگ شهری، شهرسازان و معماران و هنرمندان دیدگاه های روشنی دارند و ایده های فرهنگی و هنری و اگذاری هر بخش از آن به هنرمندان و کیوریتوران و اجرای برنامه ها و نمایشگاه هایی در زمینه میراث فرهنگی، وزارت فرهنگ، شهرداری و دیگر نهادهای اجتماعی و فرهنگی ظرفیت بالایی دارد تا میدان مشق و باغ ملی را در ضلع جنوبی دانشگاه هنر به یک مجموعه وسیع موزه ای-شهری زنده بدل می کند.

روح اله شمسی زاده، هنرمند مجسمه ساز درباره شکل گیری یک گفتمان هنری در رویدادهای هنر محیطی بیان کرد: برای اینکه گفتمانی در هنر شکل بگیرد نیاز به متن داریم. یک رویداد تعریف می شود و آثاری را هنرمندان خلق می کنند و بعد مخاطبانی وارد آن می شوند. رفتار و تعامل سه وجهی مخاطب و هنرمند و اثر هنری در این رویداد اتفاق می افتد. همه اینها باعث شکل گیری گفتمان است. در واقع مجموعه ای از متن ها و گفتگوهای بین متن ها و کنار هم قرار گرفتن آنها باعث می شود که در زمینه ای خاص گفتمان هایی به وجود بیاید.

وی که با گروهی از هنرمندان طرحی را در این دوره اجرا کرده است با اشاره به تکرار «پاییز–برگ» در یک زمان و یک مکان خاص توضیح داد: ایده مکان و زمان خاص برای برگزاری «پاییز–برگ» یکی از مولفه های موفق این رویداد است. یعنی به نوعی گذرگاه باغ ملی که از یک طرف با دانشگاه هنر و از سویی با وزارت خارجه ارتباط دارد به معانی شکل گیری گفتمانی است که به هم می رسند. اتمسفری که در منطقه به وجود می آید در این کانتکس بسیار مهم و موثر است. وقتی که هر ساله در آن مکان تکرار می شود، امکانی است که در اختیار هنرمند قرار می گیرد و می تواند هم نظام نخبگانی هنر و هم سیاست را درگیر کند، از طرفی هم مخاطب عمومی را با این رویداد در تعامل قرار دهد.

همچنین محسن رافعی، هنرمند مجسمه ساز که عمدتا در کارهایش نوعی تعلیق را به نمایش می گذارد در این دوره نیز در میانه میدان مشق تابی را طراحی کرده بر این باور است شرایط دشواری که امروز محیط زیست ما به‌واسطه کاهش بارندگی، خشکسالی و سایر بحران‌ها، با آن درگیر است، نشان می‌دهد که برای حل این بحران، فقط تصمیم‌گیری نهادها و سازمان‌ها مثمرثمر نیست و هنر محیطی، فارغ از زیبایی‌شناسی، می‌تواند با هشدارهای زیست‌محیطی و شهری، مثل آلودگی‌ها، خشک‌شدن درختان، کم‌آبی و غیره توجه مردم را به اصلاح رفتارهای زیستی‌شان، جلب کرده و بسیار کمک‌کننده باشد. در واقع وقتی موضوعی به‌لحاظ ذهنی و فرهنگی برای مردم نهادینه شود، با اتحاد و همراهی بیشتری می‌توانند در مقابل آن موضوع رفتار درست‌تری داشته باشند که شاید بتوانیم بگوییم ارائه هنری تنها راه‌نهادینه‌کردن باورها است.

وی همچنین معتقد است که از نقاط‌ عطف «پاییز-برگ»، به‌نوعی رفتار مشارکتی بین سایر نهادهاست؛ از نهادهای هنری مانند دانشگاه هنر گرفته تا نهادهای سیاسی مانند وزارت امور خارجه. این نوع رفتار مشارکتی حتی می‌تواند یک نمونه مناسب برای سایر نهادها باشد و حتی خود مردم باشد؛ به‌واسطه تکرار این مشارکت، مردم به‌طور خودجوش یاد می‌گیرند که کنار هنرمندان و آثار هنری قرار گرفته و با آن‌ها همراهی کنند. از طرف دیگر فضای میدان مشق، که پیش‌ازاین عمومی و مردم‌نهاد بوده، رفته‌رفته به‌واسطه نوع کاربری‌اش، از دسترس مردم خارج شد. بنابراین یکی از وظایف بنیادینی که این رویداد بر عهده گرفته، شکستن انحصار فضا و بازگرداندن آن به مردم است؛ زمانی که مردم احساس کنند شهر به آن‌ها تعلق دارد، برای حفظ آن تلاش می‌کنند. موضوع دیگر این است که پاییزبرگ، در دل شهر و در فضایی که فعالیت‌های سیاسی رقم می‌خورد، به‌نوعی اعلام حضور همراه با آرامش در دل التهابات سیاسی کشور است.

رویداد هنری پاییز برگ با تکیه بر هنر محیطی به همت موسسه توسعه هنرهای تجسمی و همکاری دانشگاه هنر و وزارت امور خارجه و شهرداری منطقه ۱۲ تهران از ۲۶ تا ۳۰ آذر ماه در میدان مشق تهران با حضور ۴۱ هنرمند برگزار شد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا